![]() |
![]() |
|
| پراکنده نویسی |
|
این سومین رهاگرد است.اولی با آرش رادمنش بود که مسکوت ماند.دومی هم توسط حافظان جان و مال و ناموس و ایضن فرهنگ و هنر مملکت مسدود شد.چرا ؟نمی دانم. حالا این سومی است.
به هر رو متنی که در ادامه می آید نوشته ایست پس از مدت ها و این بار در غربت.
نه تو حرفم را نمی خوانی این چیزیست به رنگ مادر و جغرافیا من دلم تنگ است چه می شود به زبان شما ابجد از نگاهش ریخت و اورادی غریب بر گرد مردمکانش منحنی شد حدقه اش را می گویم زن را چتر بود و باران آدم های خیس و مخمل زمین بوی شقیقه می داد و نارنج آن روز که زمزمه ای در گوش و دهان و مردمان به الفبایی غریب سخن می گفتند من از همیشه مایل تر بودم اریب تر از ابرو و از همیشه مایل تر آن روز به بار رفته بودم و هوا بارانی و فقط همین بار قرارمان چشم بود و چیزی در همین حدود حالا من مانده ام و سوراخ های تنم هفت تا به حادثه کشید آن مشرق و شرجی و تنبور بی ثانیه نازل شد غربت از هواپیما دستی تکاند بر اقصای قافیه و ابر گفت بنویس باران و چترت را بعد از همین خط باز کن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط علی کاظمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
شهروند امروز francais آرشیو اسناد و نشریات اپوزیسیون ایران VOA بی بی سی (فارسی) رادیو زمانه روز آنلاین گویا رادیو فردا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|